محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )
62
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )
خواهند ، بايد مس را گداخت و كبريت و امثال آن را بر آن پاشيده و در سركه تطفيه نموده و به دستور ، تكرار عمل نمايند تا سوخته گردد . عمل اسفيداج : به احراق و به تعفين مىباشد : اما احراق ؛ بايد قلعى را با سربِ صفايح كرده در ظرف سفالِ مطيَّن در تنور يا در تون احراق نمايند و به دستور ، سرب را در ظرف سفال گداخته باكفچهء آهن بر هم زنند تا مانند خاكستر گردد ، پس در ديگ يا در كوزه سفالين مطيَّن كرده يك روز آتش در تحت آن كند تا سفيد گردد و هر گاه خوب سفيد نشود ، بايد قدرى سركهء كهنه بر آن بپاشند و يك هفته بگذارند . اما تعفين ؛ بايد بر صفايح قلعى و سرب ، انگور را با دانهء او كوبيده و ماليده و در ظرفى كرده و در مكان نمناك گذاشته تا همهء آن حل گردد ، يا صفحهء او را سوراخى كرده و با انگورِ كوبيده آغشته در خم سركه بياويزند و دهن خم را محكم كند كه بخار سركه دفع نگردد و هر چند يوم آنچه از سطح ظاهر او برخيزد بايد گرفت و باز گذاشت تا همهء آن سفيداب گردد و در تحت قطعات او درخم سركه ظرفى نصب كنند تا هر چه از او ريخته شود در آن ظرف جمع گردد . طريق ديگر آن كه قلعى را در ظرف مشبَّكى سفالين گذاشته ، آن ظرف را در سركهء بسيار تند كرده باشند بگذارند و دهن ظرف سركه را بسيار مستحكم كنند كه مانع نفوذ بخار باشد تا قلعى به تدريج ريزه شده ، از ظرف مشبّك به ظرف سركه نشيند ، پس از سركه جدا كرده ، در آفتاب خشك نموده و بسايند و هر چه در ظرف سفال باشد و سائيده نشود باز بايد تكرار عمل نمود . عمل ابار : و آن سرب با كبريت سوخته است ، و در فصل احراق مذكور شد . عمل سرنج : و آن از سوختن رصاص و هم از سفيدابِ محترق حاصل مىگردد و طريق عمل آن كه سفيداب قلعى را يا قلعى و سرب را در تابهء سفالين بر روى كورهء آتش نى و خاشاك گذاشته و قدرى نمك بر آن پاشيده ، با آهن و كفچهء آهنى بر هم زنند تا سرخ شود و هر چند آتش بيشتر دهند ، سرخ تر مىشود و چون بعد از اندك سرخى او در ديگى كرده ، بر روى كوره گذارند و آتش در زير و اطراف و تحت او افروزند ، به غايت رنگين مىگردد .